تبليغاتX
خانم

بازديد : 151 مرتبه
تاريخ : سه شنبه 18 اسفند 1389

با همسر محترمه و ایلیا تشریف برده بودیم میدان هفت حوض (نبوت) جهت خرید و تفحص مانتو فروشی ها و احتمالاً خرید. خلاصه تو یکی از فرعی ها پارک کردیم و خوش و خندون از خیابون سی متری (آیت) به سمت میدون راه افتادیم. همین که چند قدم نرفته بودیم یه هویی یه خانمی اومد جلو و گفت کمک می خوام. تیپ این خانم جوون خیلی جالب توجه بود چونکه یه دست لباس از مد افتاده اما خیلی تمیز پوشیده بود با یه جفت کفش مردونه از اون کفش های کله گنده و زیره دار!!!! دقیق بخوام بگم چه احساسی بهم دست داد اینکه انگار یه خانم معلم با شخصیت ورشکسته شده و مجبور شده گدایی کنه! تو نگاه اول دلت کباب می شد که چه حیف که این خانم با شخصیت به چه روزی افتاده که کمک می خواد!!!! اما یه لحظه به خودم گفتم این که هیچ عیبی نداره پس چرا گدایی! جوابشو ندادمو و رفتم. اومد از ما سبقت گرفت و تو اون شلوغی به یه آقای جوونی که با خانمش بود گیر داد که کمک می خوام! اون بنده خدا هم یه اسکناس درشت بهش داد و تأییدیه و لبخند رضایتی از همسر محترمش گرفت! اما تو همین حال و هوا و فکر بودم که عجب، این ناقلا مردای همراه عیال رو هدف میگیره که دوباره اومد سراغم! خیلی جدی و طلبکارانه گفت شما به من کمک نمیکنین! منم گفتم گرفتی که! (صحبت ۱۰۰ تومن یا ۱۰۰۰ تومن نیست آدم زورش میاد از این همه شارلاتان بازی) برگشت گفت خدا اندازه دلت بهت بده! دیدم خیلی پر رو تشریف داره  گفتم ببخشید شما نه چُلاقی نه کوری نه ایرادی داری! چرا تشریف نمیبری یه کار آبرومندانه ای بکنی که مجبور نشی اندازه دل منو حدس بزنی! لبخندی زد و رفت سراغ یه زوج خیلی جوان! یه هزاری از آقا پسر گرفت و برگشت یه چشمکی بهم زد و قدماشو تند کرد و رفت! و ما موندیم با یه خاطره نه چندان خوب از گدا خانم پر رو .

ادامه مطلب...
ارسال توسط مریم و سارا |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|گدا,خانم, گدا خانم,
بازديد : 222 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 2 فروردين 1390

می خواستم برم بیرون برای یکی دو تا خورده خرید که ایلیا گیر داد و بنا گذاشت به گرفتن دست من و بابا بابا گفتن که یعنی یا نخواهی رفت و یا با من میری!

اجباراً به همراه اون راه افتادم! بچه رو آوردم جلو نشوندم و بندش کردم به کمربند ایمنی و خیلی آروم راه افتادم! از لبخند رضایتش و سرک کشیدنش به اینور اونور دلم شاد شد که رسیدم به چهار راه اول تو مسیری که باید می رفتیم!

نگاه کردم و مطمئن شدم راه باز و مطمئنه و نیازی به ترمز آنچنانی نخواهد بود! آخه بچه تو ماشینه! همینکه کلاج رو آوردم بالا یه لحظه گوشه چشمم یه سایه دید و بی معطلی کوبیدم رو ترمز! تا نگاه کردم چیه با این سرعت اومد با کمال تعجب دیدم یه خانمی پشت یه آردی درب و داغون و زشت نشسته و سرمست از عبور پرسرعتش از چهار راه از جلومون رد شد! و من واقعاً دلم ریخت! که اگه ندیده بودم و رفته بودم جلوتر این یک رأس راننده با همون سرعت و از کنار  به ما میزد! درست همونجایی که ایلیا نشسته بود!

و تو همین فکرا بودم که یک رأس پرایدی بهم فهموند که می خواد بره تو کنفرانس خلع سلاح اتمی شرکت کنه و دیرش شده! با یه دستم ایلیا رو گرفتم و با سرعت از مهلکه دور شدیم!

ادامه مطلب...
ارسال توسط مریم و سارا |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|اوف،,یه,خانم,راننده!, اوف، یه خانم راننده!,
بازديد : 171 مرتبه
تاريخ : شنبه 14 فروردين 1390

یه دوستی برام این مطلب رو ایمیل کرده بود، جالب بود اینجا نوشتم:

"خانمی در زمین گلف سرگرم بازی بود. ضربه ای به توپ زد که سبب پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود و از عجایب آن روزگار این بود که آن قورباغه به زبان آدمیان سخن میگفت!
رو به آن خانم گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و خیلی سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم.
هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی اندیشید و گفت: ایرادی ندارد و آرزوی اول خود را گفت:
من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت: اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و شاید چشم زنهای دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست بدهی.
خانم گفت: مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند.

پس آرزویش برآورده شد.

سپس گفت: من می خواهم پولدارترین آدم جهان شوم.
قورباغه به او گفت: شوهرت ۱۰ برابر پولدارتر می شود و شاید به زندگی تان آسیب بزند.
خانم گفت: نه هر چه من دارم مال اوست و آنوقت او هم مال من است.

پس آرزویش برآورده گردید و پولدار شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت: می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!!!"


نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین

ادامه مطلب...
ارسال توسط مریم و سارا |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|هوش,خانم,ها, هوش خانم ها,
بازديد : 107 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 16 فروردين 2012

عادت کرده ایم در زمانهایی که فرصت میکنیم سری به وبلاگ دوستان بزنیم، قبلاً مطلبی را راجع به سرنوشت یک زن زندانی در وبلاگ "جامعه و من" http://jameehvaman.blogfa.com/ خوانده بودم و سعی می کردم گاهاً سری بزنم و مطالب را بخوانم، به آنجا سرکی کشیدم و مطلبی راجع به احتمال جنگ خواندم، بعد پست "کاندیداهای زن و انتخابات مجلس" را خواندم. خبر داده بودند یکی از اقوامشان که با خیلی جاها ارتباط دارند!!! کاندید شده اند اما از همان ابتدا به جای توضیح محسنات این خانم کاندیدا شروع کرده بودند به رگبار بستن به مردان این مملکت، بعضی جملات عبارتند از:

  • ۶۵ درصد آقای بدون تحصیلات عالیه
  • جناب آقای فرماندار با تعجب به ایشان نگاه کرده و گفتند ببخشید شما خانم؟
  • یکی دیگر از اقوام که شاهکار بود!!! و گفت: چطور شوهرش اجازه داده همچین کاری کنه؟
  • از اون بدتر بی غیرتی همسرش است که اجازه داده ایشان این کار را انجام دهد
  • کم کم یخ برخی از آقایان ذی نفوذ فامیل آب شد و ...

ملاحظه می فرمائید که مطالعه این متن آدم رو یاد بعضی گیاهان خاردار می اندازه که هر کسی از بغلشون رد بشه یک خطو خشی بهشون می اندازند. البته در مورد ایشان این خط و خش رو به هر نوع آقایی می اندازند چه اون آقا فرماندار باشه، چه همسر باشه، چه فامیل دور و نزدیک باشه و چه خواننده وبلاگ! در ادامه و در به اصطلاح پاسخگویی به نظرات بنده حتی به پدر و پدران خودشون هم رحم نکردند و ... (در پست بعد خواهم نوشت)

راستش بنده که تو خواندن متون ریز بین هستم اینطور استنتاج کردم که ایشان به جای توضیح قابلیتهای خانمی که زحمت کشیدند و کاندید شدن و انجام تبلیغات مثبت برای ایشون از روش های جنس گرایی و مرد ستیزی برای تبلیغ استفاده کردن! همینطور بدون در نظر گرفتن وضعیت بسیار سخت مردان جوان ما برای ادامه تحصیل، خدمت اجباری سربازی و ازدواج که در مجموع باعث کاهش انگیزه پسران به تحصیل و در نتیجه خیلی مشکلات بعدی تو اجتماع شده این موضوع رو کردن چکش که ۶۵ درصد و ۳۵ درصد!!! انتظارم از یک فرد تحصیلکرده اونهم با تحصیلات جامعه شناسی فراتر از این بود، لذا یک پیام انتقاد آمیز طنز آلود براشون گذاشتم که شاید متوجه بشن این موضع جنس پرستی شون کار رو به کجاها ممکنه برسون! (اون هم از کسی که باید راهکار برای مشکلات مملکت ارائه کنه) اما متأسفانه در پاسخ با توهین های ایشون مواجه شدم! با توجه به اینکه سعی کردم اونجا یک بحث منطقی با ایشون داشته باشیم اما ایشون نظرات بنده رو سانسور و کم و زیاد کردن و به دلخواه خودشون تفسیر و توهین کردن دیدم اونجا امکان پاسخگویی نیست!!!

 لذا  تصمیم گرفتم به عنوان یک فرد صاحب قلم و فکر تو وبلاگ خودمون نظرات ایشون رو نقد و بررسی کنم. ضمناً از نظر بنده این یک بحث و تبادل نظر هستش اما از همین اول بگم که توهین بی دلیل اولاً به خود شخص می رسه و دوماً ممکنه با جواب های محکم رو برو بشه. لذا اگر نظری دارید لطفاً سعی کنید از مخزن کلمات و اصطلاحات محترمانه تون استفاده کنید! تشکر.

این مقدمه بود و اصل داستان بزودی ارائه خواهد شد! 

ادامه مطلب...
ارسال توسط مریم و سارا |دسته:| امتياز : 2 | 1 2 3 4 5 6|بحث,مهندس,س,و,خانم,آهنگر-,مقدمه, ,
بازديد : 103 مرتبه
تاريخ : سه شنبه 17 فروردين 2012

سرکار خانم آهنگر در پاسخ قسمتی از نظرات بنده این جملات را به عنوان پاسخ نوشته اند، به خاطر اینکه پاسخ های بنده را تأیید نمی کنند اینجا پاسخ ایشان را میدهم، لطفاً به جملات ایشان و پاسخ های بنده التفات بفرمائید :

1- خیلی برایم جالب است که شما دم از رفاه می زنید. می شود جلوه های رفاهی که آقایان در تصمیم گیریها برای خانمها در نظر گرفته اند را برایم شرح دهید؟!! شما هم که به صحرای کربلا زدید.

پاسخ مهندس س: خانم آهنگر از گذشته های دور تا به حال یک نظم نسبی در خانواده و جامعه ایرانی حاکم بوده و در نتیجه آن تمام اعضای خانواده به میزان نسبتاً همسان از رفاه یا سختی برخوردار بوده اند. فکر میکنم خیلی ها با بنده موافق هستند که مردان قدیمی و پدران ما به دلایل مختلف از جمله آسایش فکری بیشترخیلی مسئولیت پذیر تر و دلسوز تر از مردان امروز بودند (همان هایی که نسبت به آنها خیلی کم لطف هستید و در اولین بخش بیانیه هایتان نوشته اید: "البته برای مردهایی که مرد بودنشان به سان پدران ماست و ...") پس اینکه مردان رامتهم کنید که رفاه برای زنان نیاورده اند یک اشتباه محض است. معمولاً در خانواده هایی که مرد بیشتر تصمیم می گیرد امکانات را بیشتر در اختیار همسر و فرزندان می بینیم، البته بحث ما در خصوص خانواده های معمولی و استاندارد است وگرنه در حالت های استثناء از جمله مردان معتاد (که روی آن تأکید نموده اید) مشکلات وجود دارد. همان طور که الآن افزایش تعداد زنان معتاد و ... یکی از معضلات اجتماع شده است! ضمناً به دلیل تفاوت هایی که لاجرم در خلقت زن و مرد وجود دارد رفاه از نظر مرد خانواده بیشتر به معنی امنیت، سلامت، آینده فرزندان است در صورتی که زنان به دلیل تفاوت دیدگاهش حتماً گروهی از موارد دیگر (که بسیاری از آنها را می توان ظواهردانست) را نیز در این تعریف دخیل می دانند. با این تفاوت دیدگاه شاید هم گروهی از زنان ما در منزل پدری رفاهی را شاهد نبوده اند اما از این نکته غافل مانده اند که خود تولید همان مکتبند.  ضمناً فکرش را کرده اید شاید عملکرد نهایی خانمها خیلی بدتر از این باشد؟

۲- خیلی خوشحال می شوم شرح مفصلی از سفارشهای بنده را برایم لیست کنید. چون بر خلاف صحبت شما بنده سفارشی به کسی نمی کنم. فقط یاد گرفته ام یکطرفه به قاضی نروم. نگاهتان کاملا و صرف یکطرفه است. به قول عزیزی شما خشونت کلامی دارید و احتمالا اگر کسی کمی برای زن جماعت احترام قائل باشد با کلمات زن زلیل و ... نوازش خواهد شد تا دست از خیانت بردارد:)

پاسخ مهندس س: این جمله را دقیقاً در سومین پاسخ برای من نوشته اید: "تا مرتبه سوم که خانم هم از کوره در رفت و مرد را به باد کتک گرفت. به او گفت: فکر نکن اگر مقابله نمی کنم زورم به تو نمی رسد احترامت را حفظ می کردم. ایندفعه نوش جان بفرما تا یاد بگیری و ..." و این جمله را در پاسخ به این سوالات نوشته اید: "آیا در فرهنگ و ازدواج و احترام به زوج هم واقعاً مترقی شده اند؟؟؟ یا فقط آنجاها که به نفعشان است چنین شعارهایی مطرح می شود؟" و آیا تغیراتی که تو جامعه اتفاق افتاد بدین واسطه خودش یک فرهنگ جدید نیست؟؟؟"

خانم عزیز! استاد گرانقدر! یکی از آشنایان (احتمالاً دانشجویانتان) برای بنده کامنت گذاشته که چنین و چنان! این یعنی تعدادی آدم جوان و مخصوصاً خانم جوان شما را به عنوان یک مرجع میشناسند. خانم آهنگر عزیز واقعاً یک زن جوان از این جوابی که شما داده اید چه الگویی خواهد گرفت؟ آیا نمی توان ارزیابی کرد که مشت نمونه خروار است؟ آیا نمیتوان ارزیابی کرد که اینگونه سفارشات را دائم می فرمائید! (آخر این مثال ساختگی بی ربط را را قبلاً هم از یکی از دوستان خانم شنیده بودم) واقعاً کجای سوالات بنده ربطی به زدن و عدم احترام به زنان داشته که این جواب را داده اید؟ آیا این پاسخ ربطی به سوال داشته است؟ آیا چنین نوشته ای در سومین پاسخ شما برای خواننده چه چیزی را تداعی میکند؟ آیا این یک نوع سفارش به زنان جوانی که این متن را با اعتقادات زنانه خود می خوانند و صد البته موضع گیری دارند نیست؟ آیا این نوع پاسخگویی نشانه اعتقاد شما به بد بودن هر نوع مردی نیست؟ (خودتان همین بیانیه مورد بحث و پست قبلی خودتان را بخوانید ببینید چند بار مردان و حتی پدران را به سخره و تلویحاً بدی یاد کرده اید) آیا این نشانه بارز خشونت کلامی نیست که بدون هر گونه دلیلی به بنده الصاق فرموده اید اما خود و همفکرانتان عملاً آنگونه می نویسید و رفتار میکنید؟

۳- در خصوص انتخابات هم اصلا بحث ما در مقابل قرار دادن زنان و مردان نبود. بنده به عنوان یک شاهد و ناظر بیرونی فقط و فقط عکس العملها و جریاناتی که شنیده بودم و دیده به ثبت رساندم. عکس العملهای افراد برایم جالب بود و لایه ی زیرین نگاه مردانه به این موضوع را می دیدم.

پاسخ مهندس س: خانم آهنگر عزیز چرا فقط عکس العمل های آقایان برایتان جالب بوده و چرا این عکس العمل ها را بصورت فکاهی جمع بندی نموده و منتشر نموده اید؟ متن شما طوری است که کاندیداتوری یک خانم فرع مسأله و نظرات منفی آقایان اصل مسأله شده است. البته نظرات مثبت را هم به هیچ عنوان بروز نداده اید! بحث همین جا کافی است چون در همین بند از بیانیه نیز شخصاً به عبارت "لایه های زیرین نگاه مردانه" اشاره نموده اید. چون شما طرز فکر مرد ستیز دارید در هر حالت هر چقدر هم سعی میکنید نمیتوانید آن را پنهان کنید! چه مرد گناهکار باشد چه نباشد!

۴- در مورد قانون ازدواج مجدد که باید بگویم که این قانون از اول در مملکت ما بوده و حاصل یک روز و دو روز نیست. مگر نماینده های زن مجلس بیش از نصف مجلس را تشکیل می دادندکه بتوانند قانون تصویب کنند یا نه. تعداد دو نماینده زن عضو کمیسیون خانواده است بقیه آقایان هستند . همیشه در اقلیت بودن نتیجه ای بهتر نخواهد داشت. در ضمن چرا از مصوبان خوبی مثل بیمه زنان خانه دار و قوانین خاص زنان سرپرست خانوار صحبتی نمی کنید؟؟!! فقط نکات منفی را دیدن که صحیح نیست.

پاسخ مهندس س: خانم عزیز اصل این قانون مربوط به شرع اسلام است! اگر در ایران چنین چیزی را بد می بینند نتیجه فرهنگی است که همان پدران مورد اشاره شما جاری و ساری ساخته اند، مردانی که از نظر شرع منعی ندارند اما به احترام همسران و خواهران و مادرانشان نه تنها چنین نمی کنند بلکه نظر منفی نیز دارند (اینجا نیز به استثناعات نپردازید لطفاً)! پس رعایت انصاف (و اینکه شرعاً و قانوناً می توانند اما نمیکنند) این نکته را گوشزد می کند که علیرغم تبلیغات شدید هدفمند و فمینیستی (مخصوصاً این جمله همه مردها مثل هم هستند) اکثر مردان ایرانی بسیار بسیار بهتر از آنی هستند که به آنان نسبت می دهند.

در خصوص تعداد کم نمایندگان زن در صحن مجلس شما درست می گویید اما در خصوص قانون به اصطلاح حمایت از خانواده ( ازدواج مجدد) که در کمیسیون خانواده جمع بندی شد و ارائه گردید مگر در هر کمیسیون چند نماینده وجود دارد؟ بیشتر از 4 یا 5 نماینده در کمیسیون ها هست؟

۵- در ضمن در خصوص توهین شما به نماینده های خانم مجلس در خصوص آش خوردن قضاوت را به خوانندگان واگذار می کنم تا خود بگویند چگونه مردی انقدر توهین آمیز صحبت می کند.

پاسخ مهندس س:  خانم آهنگر عین جمله بنده که خودتان هم در بیانیه تان گذاشته اید این است: "بهتر نیست که ممانعت کنیم از اینکه این طور آش ها در جامعه  بیشتر هم نخورد؟؟؟؟" این جمله کجایش معنی آش خوردن نمایندگان می دهد که به آنها توهین شود؟ منظور بنده این بوده که اگر این بحث جامعه پسند نیست بهتر است بیشتر از این مطرح نشود. اما جنابعالی سعی نموده اید بنده را متهم به توهین کنید. اتفاقاً بنده هم قضاوت را به خوانندگان می سپارم که ببینند شما به جای استفاده از لغات و اصطلاحات متداول و ارائه پاسخ های منطقی به سوالات چگونه بحث را منحرف نموده اید و در زیر افکار زنانه به نظر بنده توهین نموده اید. این البته نشانه ضعف شماست!

۶- قطعا قوانین کشور و زنان جامعه مابه سمت زندگی زنان مجرد غربی و ... پیش نمی روند و اصلا آنچه در غرب وجود دارد آرزوی هیچ زن ایرانی نیست که اگر چنین بود و تنفر از مرد در مملکت ما حاکم بود رشد جمعیت ما نزولی می شد مثل غرب در حالی که رشد جمعیت در کشور ما ۱.۲ ٪ است. زن ایرانی احترام می خواهد و آنهم متقابل. در حدی که حداقل در یک وبلاگ وقتی مطلب می نویسد با عناوینی مانند  روزه خون بودن و آش خوردن و ... توهین نشود و طرف مقابل هم تحمل داشته باشد که وقتی کسی مانند خودش باهاش رفتار می کند بپذیرد که به قول حضرت علی علیه سلام گفتار و رفتار دیگران نسبت به شما نتیجه گفتار و رفتار خودشماست.

لازم به ذکر است دیگر پستهای توهین آمیز شما تایید نخواهد شد و ضرورتی به ادامه بحث  نمی بینم. صد البته طبق یاد داشتی که برای یکی از خواننده های من گذاشتید این نشانه شکست بنده نیست. که شما با نگاه خود یاد گرفته اید که اگر کسی حرف حقی زد نپذیرید و گفتگو و بحث را با چشمی ببینیدکه انگار میدان جنگ است و حتما باید یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده باشد. انگار توجیه کردن و پذیرفتن قسمتهایی از نظر طرف مقابل و نپذیرفتن قسمتهای دیگر اصلا در قاموس شما جایی ندارد.

پاسخ مهندس س: سرکار خانم آهنگر، متأسفانه جنابعالی استفاده از آمار را هم خوب نمی دانید! رشد جمعیت ما ۱.۲ ٪ است اما چطوری؟ در مراکز استان و تهران چقدر است و در سایر نقاط چقدر؟ آیا رشد جمعیت در شهرهای بزرگ آرام آرام به سمت صفر میل نمیکند و بنا بر جملات خودتان این نشانه درستی ادعای بنده نیست؟ بماند از مشوق های یک میلیون تومانی و اصرار مردان جوان که دوست دارند حداقل پدر بودن را با یک فرزند هم که شده تجربه کنند و ....

در مقابل این آمار از شما که دسترسی دارید دعوت می کنم آمار طلاق را هم به خوانندگانتان ارائه بفرمائید. مخصوصاً به آن نفری که در نظرات مدعی شده مردان را با اردنگی بیرون انداخته اند!

در انتهای این بخش و با توجه به این جوابها از خودتان و خواننده هایتان دعوت می کنم این بخش از افضات حضرتعالی را با دقت بیشتری مد نظر داشته باشند: " زن ایرانی احترام می خواهد و آنهم متقابل. در حدی که حداقل در یک وبلاگ وقتی مطلب می نویسد با عناوینی مانند  روزه خون بودن و آش خوردن و ... توهین نشود و طرف مقابل هم تحمل داشته باشد که وقتی کسی مانند خودش باهاش رفتار می کند بپذیرد که به قول حضرت علی علیه سلام گفتار و رفتار دیگران نسبت به شما نتیجه گفتار و رفتار خودشماست.لازم به ذکر است دیگر پستهای توهین آمیز شما تایید نخواهد شد و ضرورتی به ادامه بحث  نمی بینم. صد البته طبق یاد داشتی که برای یکی از خواننده های من گذاشتید این نشانه شکست بنده نیست. که شما با نگاه خود یاد گرفته اید که اگر کسی حرف حقی زد نپذیرید و گفتگو و بحث را با چشمی ببینیدکه انگار میدان جنگ است و حتما باید یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده باشد. انگار توجیه کردن و پذیرفتن قسمتهایی از نظر طرف مقابل و نپذیرفتن قسمتهای دیگر اصلا در قاموس شما جایی ندارد."

سرکار خانم همین که خود را به جای تمامیت زن ایرانی نشانده اید نوعی تکنیک تهییج افکار یا به قول بنده روضه خوانی است، بدین وسیله سعی کرده اید نظرات گروهی از دوستان و مخصوصاً بانوان جوان را جلب کنید! البته عنوان نمودن این اصطلاح توهین نیست بلکه توضیح تکنیکی است که شما برای انحراف بحث و ترور شخصت طرف مقابل بکاربرده اید و اظهر من الشمس است. آش را هم که گفتم. در خصوص کلام حضرت عالی باید بگویم که اتفاقاً در آن قسمت از وبلاگ بسیاری از کلام و رفتار و گفتار توهین آمیزی که ارائه گردید به خاطر تنظیم هدفمند شما بوده است. اما بنده هر چه گفتم در پاسخ به گفتار شما بوده است! در خصوص نپذیرفتن نظرات و انتقادات هم که فکر کنم همه فهمیدند حداقل شما از بنده خیلی عقب تر هستید چون هیچ کجای این نوشته شما اثری از پذیرش حق ندیدم و نیست. در خصوص شکست و پیروزی هم حرفی ندارم، هر کسی وقتی موضعی اتخاذ میکند بهتر از همه می داند که آیا موضعش حق است یا باطل و آیا توانسته است از این عقیده و موضعش دفاع کند یا خیر؟ فراموش نکنید دفاع از حرف حق یکی از شروط مسلمانی است، اتفاقاً شما بحث را جنگجویانه ادامه دادید که تحریم کردید بنده را و اجازه دادید هر کسی هر چه دارد بنویسد اما از رساندن پاسخها خودداری کردید!

من فکر می کنم تا اینجای بحث خواننده خانم یا آقا؛ اگر کمی عادل باشد به این نتیجه خواهد رسید که آنکس که این موضوع را به بیراهه کشانده و منحرف کرده و به جای پاسخگویی شروع به توهین و ایراد اتهام نموده شما بوده اید نه بنده! چه اگر هم نظرات بنده را قبول نداشته اید یا ندارید راه بهتر این بود که استدلالات خود را می نوشتید و اگ من قبول نکردم می گفتید چون شما مستندات و استدلال حق را قبول نمیکنی پس من هم حرف نمی زنم نه اینکه اینطور ناشایست برخورد کنید.

در فکر تهیه این مطلب وبلاگ گردی می کردم که جایی دیدم برای موضوعی به دوستی پیغام داده بودید که: " گاهی آدم از کوچکترها نصیحتی می شنود که در عمق وجودش جای می گیرد. سعی می کنم برای دانشجویانم استوره باشم."

بنده هم امیدوارم با پایداری در این بحث باعث شوم جنابعالی روش بهتری برای پاسخگویی به کوچکترها اتخاذ نمایید و  تحمل و صعه صدر را در برابر نظرات مخالف به دانشجویانتان نیز آموزش دهید.

 

ضمن تشکر از حوصله شما دوست و خواننده گرامی سعی خواهم کرد در پست بعد به عنوان یک مرد تحصیلرده میانه رو نظرات خودم رو در باره این بحث تبیین کنم.

 

 

 

ادامه مطلب...
ارسال توسط مریم و سارا |دسته:| امتياز : 2 | 1 2 3 4 5 6|پاسخ,مهندس,س,به,پنجمین,بخش,از,بیانیه,خانم,آهنگر, ,
بازديد : 113 مرتبه
تاريخ : شنبه 28 فروردين 2012
 

 

خانم ها، خوشحال باشید که در عصر حاضر زندگی می کنید، چرا که با نگاهی به گذشته، حدود 100 یا 50 سال پیش، نه تنها به مسئله ارضای جنسی زن اهمیّتی نمی دادند، بلکه محققان و دانشمندان نیز در این مورد به وضوح نظریه قطعی نداشتند! و در نگاه آن ها، تنها مردها نقشی حیاتی در تولید مثل ایفاء می کردند.

بقيه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب...
ارسال توسط مریم و سارا |دسته:| امتياز : 0 | 1 2 3 4 5 6|اسراری,که,آقایان,باید,درباره,ارضای,جنسی,خانم,ها,بدانند, ,
آخرين مطالب
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد