این روزای آخر سال با همه سختی هاش قشنگه! مخصوصاً با فشارهایی که همسران محترمه به آقایان وارد می کنند! از خرید گرفته تا کارهای خانه تکانی! اما انشالله که سال جدید بهتر از امسال باشه انشالله!!!
فقط 1% جمعیت دنیا رو داریم، اونوقت 30% کشتههای سوانح هوایی دنیا ایرانیاند،
سوار هواپیما بشی انگار سوار عزرائیل شدی؛ اصفانیا راس میگن که دیگه بلیط دوطرفه رفت و برگشت بخری ریسک داره، باید فقط یهطرفه خرید که ضرر توش نباشه!
ساعت دوازده شب چنان برفی اومد كه نگو، بعد يهو ابرا رفتن برفا آب شد كم مونده بود خورشيدم نصفه شبی طلوع كنه...
بچهها دور هم جمع شدن مثلا دارن میجنگن، بهشون میگم اسم چند تا پهلوان ایرانی رو بگین، میگن: اسپایدرمن، جومونگ، مختار!
پول شارژ باطری موبایلمون از پول کارت شارژش بیشتر میشه،
پلوپز خریدم، ساخت ایران (نمیگم کدوم شهر تا توهین حساب نشه!) روش نوشته «اتوماتیک» ولی توی دفترچهاش نوشته: اگه تهدیگ قهوهای کمرنگ دوست دارین نیم ساعت، قهوهای پررنگ 45 دقیقه و قهوهای تیره یک ساعت صبر کنین و بعد پلوپز رو خاموش کنین!
میریم تو مغازه میپرسیم آقا شارژ دوتومنی ایرانسل چند؟
صندوق پیشنهادات و انتقادات گذاشتن تو بیمارستان، پره پوله.
مدير باغ وحش پارك ارم تهران گفته مرگ ببر سیبری ممکن است ناشی از مصرف «گوشت خر» باشد. یعنی ما از ببر هم پوست کلفتتریم؟!
زنگ زدم ۱۳۴ (سامانه هوا گو) برای هواشناسی، میگه هوا هم اکنون صاف تا قسمتی ابری همراه با افزایش ابر، وزش باد و گردوغبار، با بارش پراکنده برف و باران و مه صبحگاهی.
ماشین صفر رو از کمپانی تحویل گرفتیم، تا برسیم پمپ بنزین، بنزینش تموم شد؛
رفتم کلانتری میگم گوشیم رو گم کردم. میگه کجا گم گردی؟ میگم پارک. میگه چرا رفتی پارک؟؟؟؟
دختر 11 ساله به مامانش میگه: "آخه تو از عشق چی میدونی؟"،
ساعت ۶ صبح از ایرانسل اساماس اومده: با شارژ ۹۰۰۰ تومان دیگر، برندهی ۲۱۰ تومان شارژ هدیه خواهید شد!
دانشگاه میزنن شروع سال تحصیلی یک مهر، استاداش بیست مهر میان، دانشجوهاش یه ماه بعدش!
آمار جراحی بینی انجام شده در تهران 23 برابر کل قاره آسیا است،
با هر کی دوست میشیم، همون هفته تولدشه.
پوشکِ بچه از غذایِ بچه گرونتره!
یه میلیون وام میخوایم بگیریم، میگن ده میلیون پول باید تو حسابت باشه!
مسئول خوابگاه میگه چرا دیر اومدی؟ میگم کلاس زبان بودم مامانم در جریان هست. میتونین زنگ بزنین بپرسین.. میگه از کجا معلوم؟ شاید خودت و مامانت از قبل با هم هماهنگ کرده باشین!!!
اساماس خالی ارسال میکنی انگلیسی حساب میکنن،
همین روزهاست که گداها با یه دستگاه کارتخوان بیفتن دنبالمون!
دزدگیر ماشینمو دزدیدن!
طرف سر هیچکدوم از کلاسهای دانشگاه نمیره اما هر ترم سر کلاس تنظیم خانواده بدون غیبت حاضر میشه!
یارو دیگه تو خیابون نون جلو پاش میبینه بوس نمیکنه بزاره کنار، برمیداره میخوره!
اینجا که من هستم کجاست ؟!!!!!!!!!!
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
- اگه بهشون احترام بذاری به حساب ضعفت می ذارن!
- اگه باهاشون دعوا نکنی به حساب ترست می ذارن!
- اگه بهشون تذکر ندی به حساب نفهمیدن تو و تیزی خودشون می ذارن!
- اگه جوابشون رو ندی به حساب نتونستن می ذارن!
- ...
و آدم رو خسته می کنن این آدم هایی که عمق دیدشون از ۲ برابر عرضشون بیشتر نیست!!!!!
من تو زندگیم به یک چیزایی اعتقاد دارم، به یه کسایی اعتماد دارم، یه کارهایی رو قبول دارم و خوب طبیعتاً یک سری چیزها رو هم نمیتونم قبول کنم!
پنبه دانه های برف، زمین را سپید کرده بود؛ اما گویی این سپیدی هیچ تاثیری بر زندگی سیاه من نمی گذاشت، نمی توانست که بگذارد... چرا که شاید قالیباف تار و پود زندگی من ،بختم را با نخ های سیاه بافته بود... نمی دانم... این خلاصه سرگذشت دختری بود که نامش به شیرینی زندگی اش نبود... شیرین...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفايش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبيل را به کاراييش نه به مدلش
غذا را به کيفيتش نه به کميتش
درس را به استادش نه به سختيش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدير را به عمل کردش نه به جايگاهش
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش
دل را به پاکيش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغريش
سخنان را به عمق معنايش نه به گوينده اش
در انتشار آنچه خوبيست و ردي از عشق در آن هست آخرين نفر نباشيد!
هر که سوادش کمتر درآمدش بيشتر !
خوب هر کی به اینجا سر زده می دونه به خاطر نوع رفتار توهین آمیزی که با بنده شد سعی کردم اینجا مسأله رو منطقی مطرح کنم و به بوته نقد بزارم، آخر کار هم تذکر دادم که اگر توهینی باشه جواب محکمی خواهم داد، اما شخصی با نام مستعار شازده اسدلله میرزا و به اسم وبلاگی "شازده اسدلله میرزا" و آدرس http://www.anabi.blogfa.com/ آمد و پیغامی گذاشت و جوابی شنید، البته با همه ادعای استاد دانشگاهیش دو پیغام توهین آمیز خصوصی هم نوشت که چون خودش دوست دارد و دلش می خواهد اینجا و در "اداه مطلب" به همراه جواب میگذارم تا با شخصیت ایشان بیشتر آشنا شوید و نهایتاً جواب نهایی بنده را هم بخوانید:
یک جایی یک نفری پیغامی گذاشته به این مضمون: "متاسفانه خشونت خانگی به فضای بلاگستان هم سرایت کرده... صد حیف..."!!! داستان رو که فهمیدین؟ حالا حیف هاش رو می خواسته چیا بگه خدا رحم کرده!
اما بنده کاری ندارم، نظرش رو گذاشته! این پیام و مشابهاتش تو این یکی دو روزه برام انگیزه خوبی شد که یک توضیحی بدم!
دوستان عزیز بنده "مهندس س" این وبلاگ رو با این هدف زدم که تو فضای مجازی هم با همسر و فرزندم یک خونه داشته باشم! اونهایی که آدم های عاقلی هستند و دیگه بچه نیستند حتماً قبول دارن که زندگی زناشویی بدون اختلاف نظر دروغه! اصلاً مگه میشه دو نفر آدم عاقل و آزاد همه نظراتشون یکی باشه؟! خوب چون اینجا خونه مجازی ماست توش از خوشی هامون میگیم، از ناراحتی هامون میگیم، به دوستامون سر میزنیم، شیرین کاری های بچمون رو توش میاریم و صد البته توی خونه ممکنه دو روز دعوا هم باشه! از نظر من هیچ ایرادی نداره که نازنین بانو همسر عزیزم دو تا پست گلایه آمیز از بنده هم توش نوشته و باز هم بنویسه، من خوشحال هم هستم! خیلی از خانواده ها و خیلی از آدم ها علیرغم ظاهر آنچنانی قابلیت رد و بدل کردن چند تا جمله بینشون نیست، بعد از چند سال زندگی ما هم یک روزی اختلاف نظری داشتیم و اینجا منعکس شده، بعداً هم حذفش نکردیم، چون اون هم قسمتی از اتفاقات خونه واقعی ما و خونه مجازی ما تو وبلاگ بوده! اما متأسفاه بعضی آدمها مریض هستند و به علت عقده های اجتماعی و رنج های پنهان دوران کودکی و جوانی و حتی زندگی خانوادگی شون عادت ندارند هیچ موضوعی رو مثبت ببینند. فوراً از در تخریب درمیان و ...
من یک حرفی دارم، اینهایی که این جور حرفها رو زدن و مدعی مهر و مهربانی و ارامش و این ها هم هستند هم احتمالاًٌ زندگی مشترک دارند. توی زندگی مشترک هم گلایه های بزرگ هم که نباشه کوچیکش حتماً پیدا میشه! خوب اینها اگر به ژستی که گرفتند ایمان دارند، برای امتحان هم که شده برن یک پست گلایه آمیز تو وبلاگ دلنوشته شون که یواشکی آپش می کنن بنویسن! بعد به همسرشون آدرسش رو بدن و یک کاربر هم برای همسرشون تعریف کنن و اجازه بدن او هم جواب بده!
اگر قبل از تغییر آدرسشون به خونه پدرشون فرصت کردند، به ما هم خبر بدن پست های رویایی و مهربانا نه شان را بخونیم و ملذوذ شویم!!!، فکر کنم اون موقع هستش که می توانیم قضاوت کنیم و ببینیم خشونت اینجاست یا آنجایی که آنها روی آتش نشسته اند و حفظ ظاهر می کنند و لبخند می زنند و ژست می گیرنند و چه و چه ...
حتما اينجا و آنجا خواندهايد كه پرخوري عصبي كه تحت استرس اتفاق ميافتد چيز بدي است و منجربه اضافهوزن ميشود. حالا زماني است كه آن را فراموش كنيد، چون اگر شما غذاهاي درست را داخل بشقاب بگذاريد و وقتي عصبي هستيد، آنها را بجويد، اعصابتان آرام ميشود. اين خبر خوبي است، زيرا استرس زياد در درازمدت خطر فشار خون، بيماري قلبي و چاقي را افزايش ميدهد. در ضمن يادتان باشد كه، چون استرس زياد تمايل به بچهدار شدن را كاهش ميدهد. اين غذاهايي را كهمعرفي خواهيم كرد، استرس را كاهش داده و ميتوانند آسيبهاي ناشي از استرس مزمن را كه به بدن وارد شده كاهش دهند. بنابراين وقتي عصبي هستيد، از اين غذاها بخوريد.
برای تقویت موهای خود با روغن زیتون از این روش استفاده کنید
قرن هاست که مزایای روغن زیتون برای سلامتی انسان ثابت شده است . در قرن حاضر استفاده از روغن زیتون در محصولات زیبایی و محبوبیت آن در میان مردم ،هر روز بیشتر می شود.
همان طور که روغن زیتون به عنوان یک محصول طبیعی برای سلامتی اعضای داخلی بدن شما مفید است ،به حفظ زیبایی ظاهری و بیرونی بدن شما نیز کمک بسیار زیادی می کند. برای مثال می توانیم از روغن زیتون به عنوان تقویت کننده و نرم کننده مو استفاده کنیم . نحوه استفاده از روغن زیتون برای تقویت موها بسیار آسان و ساده است، اما نتایج آن واقعا" عالی و بی نظیر است.
برای تقویت موهای خود توسط روغن زیتون از دستورالعمل زیر پیروی کنید :
حدود نصف فنجان روغن زیتون را در یک کاسه قابل گرم کردن بریزید و آن را حدود ۲۰ ثانیه در مایکروفر بگذارید تا کمی گرم شود.
یک حوله روی شانه هایتان بیندازید تا لباس هایتان کثیف نشود .
مقدار کمی از روغن زیتون را روی کف دستتان بریزید و موهایتان رابا آن ماساژ دهید .اگر پوست سر شما خشک است ، پوست سرتان را هم با روغن زیتون ماساژ دهید؛ اما اگر موها و پوست سرتان چرب است، سعی کنید روغن زیتون را طوری به موهایتان بزنید که حدود نیم اینچ از پوست سر و ریشه موهایتان فاصله داشته باشد .این کار را آن قدر ادامه بدهید تا همه موهایتان کاملا" با روغن زیتون پوشیده شوند.
همه موهایتان را روی سرتان جمع کنید و یک کلاه پلاستیکی روی سرتان بگذارید.
حدود ۳۰ دقیقه در همین حالت استراحت کنید تا روغن زیتون کاملا" جذب موهایتان شود و موهایتان را تقویت کند.
موهایتان را با یک شامپوی ملایم شستشو دهید و اگر همیشه از نرم کننده استفاده می کنید، کمی نرم کننده هم به موهایتان بزنید . سپس کاملا" موهایتان را آب کشی کنید . بعد از شستشو کاملا" احساس خواهید کرد که موهایتان نرم تر و براق تر از همیشه است و خیلی راحت تر از قبل حالت می گیرد.
اون ور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود.
این ور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.
اون ور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا میدهند.
این ور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.
اون ور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
این ور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگ ترینهای کشور است.
اون ور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند.
این ور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.
اون ور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
این ور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالی که مدیرش سه بار عوض شده.
اون ور دنیا : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
این ور دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفادهای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
اون ور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود.
این ور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد.
اون ور دنیا : مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار میکنند.
این ور دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمیکنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار میشوند.
اون ور دنیا : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند.
این ور دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند.
اون ور دنیا : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
این ور دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند.
اون ور دنیا : همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
این ور دنیا : مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
اون ور دنیا : برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
این ور دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند.
اون ور دنیا : مدیر فعالترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
این ور دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان.

این گونه از رئیس خود انتقاد کنید
بانکی: با هر کسی که از نزدیک کار کنید، نسبت به عملکرد او درک مفیدی خواهید یافت. این امر، به ویژه در مورد رئیستان صادق است؛ یعنی کسی که با او به دلایل مختلف در ارتباط هستید:
۱۸ نکته امنیتی جهت استفاده از سیستم های پرداخت اینترنتی
یكی از حربه های اصلی كلاه برداران اینترنتی، هدایت كاربران پرداخت های الكترونیكی به سمت سایت های مشابه سایت اصلی و ذخیره كردن اطلاعات شخصی كاربر و سوء استفاده بعدی از این اطلاعات است.
بر این اساس لازم است هنگام استفاده از درگاه های پرداخت الكترونیكی، كاربران از طریق كنترل محتوای آدرس بار ( Address Bar) مرورگر ( Browser) خود مطمئن شوند. از پروتكل امن https به جای پروتكل ناامن http استفاده می شود و در عین حال كاربران حتماً از صفحه كلید مجازی موجود در سایت برای ورود اطلاعات بهره برند.
بقيه در ادامه مطلب...
بنده (مهندس س) دوست داشتم تعداد پست های این وبلاگ به تعداد برابر بین بنده و نازنین بانو تقسیم شود، اما این روزها نازنین بانوی ما حسابی سر خودش رو شلوغ کرده به نحوی که به زحمت سری به وبلاگمان می زند. هفته ای سه روز ایلیا را در کلاس ورزش ثبت نام کرده ایم و بدینوسیله خودمان را هم سر کار گذاشته ایم. بدینصورت که از زمانی که ایلیا به کلاس می رود نازنین بانو هم به کلاس ورزشی در همان نزدیکی می رود و بنده هم که معمولاً رفت و برگشت در خدمت هستم یا حداقل برگشت را دنبالشان می روم در اطراف سالن ورزشی که ایلیا توی آن به ورزش (شیطنت و بازی گوشی) مشغول است پیاده روی می کنم و ... جای شما خالیست که بشنوید مربی بیچاره ایلیا را با چه انرژی و صدای بلندی صدا می زند و بینید این پسرک سرخوش و بیخیال ما روی تشک خوابیده و به بازیگوشی خودش مشغول است! صحنه بدیعی است ![]()
از طرفی نازنین بانوی ما با دو تن از نزدیکان پرچم کارآفرینی بالا برده اند که محصولی را تولید و به بازار عرضه کنند، شدیداً مشغول مطالعات مربوطه و سبک و سنگین کردن بازارهای مواد اولیه و فروش محصول انتخابی هستند و حسابی سرشان شلوغ است.
خلاصه امسال حال و هوای خانواده کوچک ما با سال گذشته متفاوت است، امسال را فعال تر شروع کرده ایم و به آینده امیدوار.
در این اوضاع و احوال دیدم وبلاگمان دارد از یاد می رود، تصمیم گرفتم تا بنده اینجا فعالتر از نازنین بانو باشم تا پرچم بر زمین نباشد. همین الآن هم که این پست در دست نگارش و تولید است نازنین بانوی ما به همراه ایلیا در حال امکان سنجی و تحقیقات میدانی بازار می باشند. خلاصه اینجوریهاست دیگر، ما که چندین سال است دنبالشیم و امیدواریم امسال به تولید برسیم، بانو و شرکایشان نیز جبهه جدیدی گشوده اند، خدا را چه دیدی، شاید ایلیای ما هم راک فلر آینده ایران باشد


